پژوهش هنر و فلسفهٔ هنر

پژوهش هنر و فلسفهٔ هنر

در این وبلاگ به معرفی هنرهای مختلف و اخبار هنر، و منابع رشته های هنر خواهیم پرداخت و درباره زیبایی‌شناسی و نظرات فیلسوفان در باب هنرآشنا خواهیم شد

۱۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۸ ثبت شده است

میراث مشترک ایران و جهان به روایت کتیبه های فارسی- در بخش قفقاز- با یک نمایشگاه عکس و یک کارگاه تخصصی به صبا می آید.

به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری صبا وابسته به فرهنگستان هنر، این نمایشگاه که حاصل یک پروژه پژوهشی فراملی- منطقه ای است، میراث مشترک ایران و قفقاز را با تکیه بر کتیبه ها و تزئینات معماری از زبان تصاویر به نمایش خواهد گذاشت.

این روایت تصویری، برآمده از یک پروژه جامع و طولانی مدت است که مرتضی رضوانفر از ۵ سال پیش آغاز کرده و همچنان ادامه دارد و در آن به بررسی ردپای میراث های مشترک ایران و جهان؛ از شرق چین تا قلب آفریقا در معماری، تزیینات معماری و کتیبه نگاری ها پرداخته شده است.

در این بخش، کتیبه ها و تزیینات معماری ایرانی را در جمهوری های قفقاز شمالی: داغستان، اوستیا- آلانیا، جمهوری کاباردینا- بالکاریا و قفقاز جنوبی: آذربایجان و ارمنستان در قالب ۲۵ تابلوی پژوهشی شامل نمای کلی آثار و تصاویر کتیبه ها و توضیحات مربوط به هر یک بصورت دوزبانه مشاهده خواهیم کرد.

همزمان با نمایشگاه، کارگاه تخصصی یکروزه ای نیز توسط عکاس- پژوهشگر این پروژه برگزار می گردد که به بررسی و تحلیل آثار، کتیبه ها و تزیینات اختصاص خواهد داشت.

مرتضی رضوانفر عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و رییس پژوهشکده مردم شناسی پیش از این سمت های متعددی از جمله: مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مشاور معاونت رییس جمهور، سردبیری کتاب ماه هنر، ماهنامه کلمه، و... را در کارنامه حرفه ای خود ثبت کرده است.

روایت تصویری میراث جهانی ایران در حوزه تمدنی کهن قفقاز، دوشنبه ۱۴ مرداد ساعت ۳۰/۱۲ در نگارخانه «استاد حسین لرزاده» مجموعه صبا گشایش یافته و تا ۲۰ مرداد فرصت بازدید از آن برای عموم علاقمندان- همه روزه از ۱۰ الی ۱۹- مهیاست.

گروه نویسندگان


در این رویداد چهار گروه در نظر گرفته شده است.

• بخش هنر - هنر تعاملی، چیدمان، آثار ویدئویی، فیلم، هنر گرافیک، هنر اینترنت، اجرای رسانه ها و غیره.

• بخش سرگرمی - بازی ها (بازی های ویدئویی ، بازی های آنلاین و غیره)، کارهای صوتی / تصویری، تولیدات چندرسانه ای (از جمله فیلم های جلوه ویژه)، وب سایت ها، برنامه ها و غیره.

• بخش انیمیشن - فیلم های بلند انیمیشن، فیلم کوتاه انیمیشن و غیره.

• بخش مانگا - کمیک های منتشر شده در قالب کتاب، کمیک های منتشر شده در یک مجله، کمیک های منتشر شده به صورت آنلاین

آثار باید بین ۶ اکتبر ۲۰۱۸ و ۴ اکتبر ۲۰۱۹ به پایان رسیده یا منتشر شوند.

شرکت در این رویداد رایگان است.

جوایز:

برای هر بخش یک جایزه بزرگ ، جوایز عالی و جوایز چهره جدید اهدا می شود.

• جوایز بزرگ: ۱،۰۰۰،۰۰۰ ¥

• جایزه تعالی: ۵۰۰،۰۰۰ ¥

• جایزه چهره جدید: ۳۰۰،۰۰۰ ¥

• جایزه تأثیر اجتماعی: ۵۰۰،۰۰۰ ¥


مهلت ارسال آثار: ۴ اکتبر ۲۰۱۹ (۱۲ مهر ۹۸)

جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت فراخوان مراجعه نمایید.

گروه نویسندگان


حسین رضوی‌فرد

در قرن بیستم با انواع نامگذاری‌ها در حوزه نقاشی مواجهیم. فوویسم، اکسپرسیونیسم، کوبیسم، فوتوریسم، دادائیسم، سورئالیسم، اُپ آرت، آبستره، نئورئالیسم، اکسپرسیونیسم انتزاعی، هنر پاپ، پست مُدرنیسم و سبک‌ها و زیرسبک‌های دیگر. ‌آنچه باعث می‌شود غالب آثار این سبک‌ها را هنری قلمداد کنیم، جهان‌بینی و نگاهی جدید به دنیای پیرامون است که این آثار به دنیا عرضه داشته‌اند. هنرمندان و صاحب نظران حتی در جاهایی به صرف اینکه در اثری یک ایده یا تکنیک برای اولین بار اجرا شود آن را اثری هنری قلمداد می‌کنند. یکی از دلایل ازدحام سبک‌ها در قرن بیستم تحولات سریع تکنولوژی و جنگ‌های جهانی اول و دوم و تبعات ناشی از این تحولات است. انسان در این دوره با ساحت‌های جدیدی از وجود خود آشنا می‌شود و هنرمند متأثر از این فضا سعی می‌کند تأثیر خود را بر محیط اطرافش بگذارد. هنرهای تجسمی در قرن بیست و یکم به یک نظام رسیده‌اند و شتاب خلاقانه پیشین به کندی گراییده است. آثار خلاقانه را می‌توان آثاری تصور نمود که از مرز تکرار عبور می‌کنند و ضمن استفاده از ظرفیت‌های پیشین، چیزی بر آنها می‌افزایند.

موزیکالیگرافی عنوان نمایشگاه خوشنویسی‌ها یا نقاشیهای مدرن بهمن پناهی است که در آنها از عناصر بصری خوشنویسی و رنگ با الهام از موسیقی ایرانی بهره گرفته شده است. سؤال اینجاست که اگر فرض را بر این بگذاریم که خالق این آثار، چنین عنوانی را برای نمایشگاه خود انتخاب نمی‌کرد و قرار بود آثار ایشان را ارزیابی کنیم؛ موسیقی در کجای آثار ایشان قابل مشاهده بود؟ سؤال دیگر اینکه آیا اگر بپذیریم خوشنویسی جنبه‌ها و جلوه‌هایی موسیقایی دارد، آثار موفق خوشنویسی استادان قدیم و معاصر، جلوه‌هایی از هنر موزیکالیگرافی‌اند و اگر اینچنین است پس آثار این نمایشگاه چه برتری و رجحانی نسبت به آثار خوشنویسی سنتی و در اینجا با آثار موسوم به نقاشی مدرن یا نقاشیخط دیگر خوشنویسان دارند؟

گروه نویسندگان
 

|فرشاد نوروزی

 

با به تعلیق در آوردن امر والا، آنچه انسان را به زیستن وا می دارد فهم ناپذیری و عدم پذیرش «نبودن» است. در پس هر پیشرفت بزرگ در تاریخ بشری پرسشی بنیادین وجود دارد؛ «برای چه زیستن و برای چه پیشرفت کردن». انسان مرعوبانه خلائی را در هر گام به سوی آینده حس می کند، بیهودگی مفرطی که بی مهابا وجودش را در بر می گیرد و برای پاسخ بدان فقط می تواند آن را به تعلیق درآورد و نادیده اش بگیرد، در واقع بشر تنها می تواند میل و اراده به نزیستن را انکار کند او برای زیستن، نزیستن را به تعلیق در می آورد.

انسان ناتوان از «توجیه خویش، شرح دادن خویش و آری گفتن به خویش» است و «از مسئله ی معنای خویش در رنج است»[i]. رنجی که پاسخ بدان قرن ها فریب است، آنچه برای تعلیق نزیستن بدان احتیاج بود اراده به جعل ارزش ها بود؛ انسان «خواهان رنج است و جویای آن، اما بدان شرط که معنایی بدان بخشیده شود.»[ii] این معنا بخشیدن آنی است که باید آن را «سقوط» نامید، ارزش بخشیدن به ارزش هایی خود ساخته و حوالت آن به ناکجا در مقابل پذیرش حقیقت موجود. باور به اینکه «با کنار رفتن پرده ها حقیقت چون گذشته باقی بماند، اینکه ما به حد کفایت تجربه برای زودباور نبودن داریم»[iii] ناممکن است.

اما اکنون قهرمان تراژدی خدایان بشر در سکوت خود محکوم به فنا شده است، مرگ قهرمان صحنه ی تولد قانون جدیدی برای اجتماع است، قانونی که تنها با مرگ او موجودیت می یابد. قهرمان…قربانی تقدیر و سرنوشت است، او در آستانه ی دنیای نو نمی ایستد، بلکه صرفاً مثال دیگری است از تسلیم و انقیاد جهان در برابر مرگ.[iv]نیچه در پاییز ۱۸۸۸ نوشت: «دوهزار سال است که هیچ خدایگانی روی ننموده است». خدایان در نظر نیچه برساختگان بشر هستند. بشر دست به آفرینش خالقان خود زد تا زیستن را برای خود ممکن سازد یا به تعبیر دقیقتر نیچه انسان برسازنده ی همه چیز است. «تمامی زیبایی و شکوهی که به چیزهای واقعی و موهوم ارزانی داشته ایم، خواهانم آنها را چونان داشته و برساخته ی بشر دیگربار بازستانم: چونان زیباترین دفاعیه ی وی. بشر در مقام شاعر، در مقام متفکر، در مقام خدایگانی، در مقام عشق، در مقام قدرت….».[v] اما حتی در انتخاب زیستن انسان دست به خیانت به نوع خود زد برای نیل به همان «مقام قدرت» که نیچه در آخر بدان اشاره می کند؛  انسان دست به پرورش مبلغانی زد تا توده مردم را به خدمت خود در آورد و برداشت های خود را در مقام ابر-انسان بدانها نسل در نسل حقنه کند. «مبلغان بازیگران یک نقش اَبَر-انسانی هستند…در این نقش، آنان قریحه ی خویش را می یابند؛ غرایز خود را به خدمت می گیرند؛ برای اینکه هرچه بیشتر باورکردنی سازند باید تا آنجا که ممکن است در ظاهرسازی و خودنمایی پیش بروند…مبلغ می خواهد بفهماند بالاترین نوع انسان است، فرمان می راند-حتی بر آنان که اعمال قدرت می کنند!»[vi]

آفرینش، اندیشه انسان است، نهایت خواست او برای زیستن. برای تحقق این خواسته خویش را در خود تعین می بخشد؛ این طغیانی درونی است که هرچیزی را بدل به ابژه می سازد، سرچشمه انقیاد طبیعت. در واقع انسان با دروغ هم نوعان خود و با ابژه سازی، طبیعت را به انقیاد کشاند. آفرینش خدایان سرآغازی برای تنظیم قواعد زیستن قرارگرفت. اکنون فرا انسان ها ناظران اجرای قوانین هستند؛ پرتویی تهی از ایده ای لایتناهی حال آنکه افق هیچ کجا گشوده نخواهد شد. در طول تاریخ بشر با آفریدن-نهایت التذاذ او از بودن- ارزش و معانی جعلی برای اعمال خود مشروعیت ایجاد کرد، جنگ، قتل، تجاوز و… می توانند مقدس باشند و دارای ارزش.

امروز حقایق و ارزش های جعلی برساخته بشر برملاء شده است، ولی بشر قادر به رهایی خود از بند آن نیست چراکه قرن ها پیش همه چیز برمبنای همین دروغ ها شکل گرفت و تنها راه گذر از این پوچی نزیستن است. اکنون دوباره به مرحله نخستین بازگشت داریم «در تمام رویدادها معانی را که در نهایت نیست جست و جو می کنیم…هیچ انگاری اعتراف به اتلاف مزمن نیرو است، احتضار در اثر بیهودگی، ناامنی و فقدان هر فرصتی از برای ترمیم و تجدید قواست- شرمگینی در برابر خویش است، انگار که آدمی این همه وقت خود را فریفته است.[vii]» بهای زیستن انسان دروغ و پذیرش سرنوشتی محتوم است که آنهم بدست خودش ساخته است. مقولاتی را که برای ارزش بخشیدن به دنیا اعطا کردیم را به تعلیق در می آوریم: دنیا بی ارزش به دیده می آید. با حذف جعلیات ذهن انسان، دیگر هیچ مقصد و مقصودی در کار نخواهد بود. این دنیا تنها مصنوع نیازهای روانی آدمی است و در نهایت نزیستن دگربار به عنوان حقیقت ابدی روی می نمایاند و انسان مدرن باور به هر دنیای ماوراء طبیعی و حقیقی را بر خود ممنوع می سازد. حال والاترین ارزش ها، بی ارزش شده اند و حتی هدفی در کار نیست.

ای از نژاد مفلوک فانی، فرزند بخت و فلاکت چرا مرا وادار می کنی تا چیزی به تو بگویم که مصلحت آن است که درباره اش نشنوی؟ آن چه از همه بهتر است مطلقاً فراسوی دسترسی توست، زاده نشدن، نبودن، هیچ بودن. اما پس از آن بهترین چیز برای تو هرچه زودتر مردن است».[viii]

نیچه برای تحمل مواجهه با حقیقت و تحقق امکان باز زیستن، مفهوم ابرانسان را پیش می آورد، انسانی که از محدودیت های اخلاقی عادی و قالب های دست و پاگیر از پیش ساخته بر می گذرد، قفس را می شکند و در تلاشی به اثبات خود می پردازد.[ix]

[i] تبارشناسی اخلاق،ج۳،گ۲۸

[ii] همان

[iii] Nietzsche, la généalogie, l’ histoire; Michel Foucault

[iv] ن.ک: والتربنیامین، روبرت اشتاین، ترجمه مجید مددی، ص۶۷

[v] یادداشت نیچه در سال ۱۸۸۸ که در کتاب اراده ی معطوف به قدرت بدون شماره ذکر شده است.

 اراده معطوف به قدرت، ۱۳۱-۱۳۲[vi]

[vii] همان، ۳۰

[viii] زایش تراژدی…،۳۸

[ix] See: Nietzsche, Master and slave Morality, pp.176

منبع:   .

گروه نویسندگان