پژوهش هنر و فلسفهٔ هنر

پژوهش هنر و فلسفهٔ هنر

در این وبلاگ به معرفی هنرهای مختلف و اخبار هنر، و منابع رشته های هنر خواهیم پرداخت و درباره زیبایی‌شناسی و نظرات فیلسوفان در باب هنرآشنا خواهیم شد

#فتوریسم
این سبک در ابتدا سبکی ادبی به شمار می‌رفت، اما بعدها در دامنه‌های دیگر هنر نیز کشیده شد. در نقاشی، «فوتوریست»‌ها تحلیل‌گرایی «کوبیسم» را در خدمت نشان دادن سرعت و ماشینیسم به کار گرفتند. از نقاشان این دوره «بوتچونی»، «کارا»، «سورینی» و «مارتینی» بودند. آن‌ها درصدد بیان زندگی امروزی که در بند آهن، فولاد، نخوت و سرعت جنون‌آمیز است، بودند تا بتوانند آن را با شیوه‌ای هنری ارائه دهند. این نهضت با پایان جنگ جهانی اول رو به زوال رفت.
شیوه ی «فوتوریسم» بر این بود که : «حرکت اشیاء در فضا درست مانند نوسانات نور یا صوت سبب افزایش و یا تغییر شکل آنها می شود. «بوچنی» نیز با این کلمات کوشید معنای «شکل پذیری» جدید را که با حرکت اشیا» در فضا به وجود می آید توصیف کند. این توصیف در مجسمه ای موسوم به «بطری در فضا شکل می گیرد» که وی آن را در سالهای ۱۲ – ۱۹۱۱ ساخت مجسم است. این مجسمه که در واقع یکی از چند شاهکار معدود این عصر است نشان می دهد که ابداع هنری معنایی را که در ذات یک شی معمولی نهفته است عیان می کند. در برخی اوقات و از جمله در این مجسمه کارهای شیوه ی فوتوریسم و کوبیسم که براساس تصور فضائی واحدی به وجود آمده اند با یکدیگر رابطه ای نزدیک دارند.

نقاش فرانسوی «مارسل دوشان» که نه به مکتب کوبیسم و نه به مکتب فوتوریسم متعلق بود در همین زمان (۱۹۱۲) تابلوی «زن عریان در هنگام پایین آمدن از پله» را رسم کرد و در آن به دقت ریاضی سیر و توالی «حرکت» را مشخص داشت؛ با این همه تابلو از معنای بسیار هنر جدید که به تعبیر منطقی نمی شود آنها را توصیف کرد برخوردار بود.

معمولاً ذات «حرکت» موضوع کارهای هنرمندان «فوتوریست» است : فی المثل «الاستی سیته» کار «بوچنی» ۱۹۱۱؛ دینامیسم عضلات، «سیمولتانئیته» «کارا» ۱۹۱۲، «سرعت» «بالا» ۱۹۱۳. و یا حرکت بدن و اشیاء در فضا: فی المثل «رقص پان – پان » کار «جینوسورینی» که در آن رقص صرفاً از نظر حرکت در میان جمع مطالعه شده است؛ «سگی در حال راه رفتن» «بالا» ۱۹۱۳؛ « درشکه با چرخ های لنگ» «کارا» ۱۹۱۳.

بدعتی که هنرمندان «فوتوریست» و کوبیست در افزایش وسعت دید گذاشتند قبل از سال ۱۹۱۴ و قبل از جنگ جهانی اول صورت گرفت. اما به هر صورت در این نو آوری هنرمندان کوبیست متین تر و آرام تر بودند و به اصطلاح «فوتوریست» ها «مبارز» نبودند، بلکه به مطالعه و تحقیق در خلوت کارگاههای خود مشغول بودند و طبل و سرنای «فوتوریست» ها را که نشان زبان هنری عصر ما شده است نداشتند. «براک» و «پیکاسو» کتابهای مفصل در توضیح تئوری خود ننوشتند و حتی بر چسب «کوبیسم» از جانب دیگران به کارهای آنان زده شد. کار اینان نقاشی ذات «حرکت» و یا دینامیسم عضلات و اتومبیل نبود بلکه با تابلوهای «طبیعت بی جان» خود کوشیدند اشیاء معمولی را با تصور فضائی جدید مصور دارند و درست به همین دلیل کارهایشان به رشته های مختلف هنر رسوخ یافت. کارهای این هنرمندان اندیشمند وسیله ای شد که تصور فضائی جدید به عرصه ی معماری راه یابد.
https://telegram.me/joinchat/Cjq3YDzv1uC5JXz8yhrVXA

گروه نویسندگان

*زایش دادائیسم آغاز یک سبک هنری تازه نبود، آغاز انزجار بود*
🔹 "هنر دوران ما به عمل جراحی نیاز داشت و ما آن عمل را برایش انجام دادیم🔹
 #تریستان‌تزارا
https://telegram.me/joinchat/Cjq3YDzv1uC5JXz8yhrVXA

گروه نویسندگان

از سورئالیسم بود که دادائیسم به وجود آمد

«دادائیسم» بر نفی ارزش‌ها استوار بود. دادائیست‌ها هرگونه تحلیل هنری و یا قوانین «کلاسیک» را به مسخره می‌گرفتند و به پوچ‌گرایی رسیده بودند. این مکتب ضد هنری «دادا» نام داشت و هنرمندان دیگر نیز کم‌کم به آن پیوستند. «تزارا»، «هوگوبال»، «آرپ» و «پیکابیا» همراه با «مارسل دوشان» که سبیلی بر «مونالیزا» اضافه کرد، از هنرمندان این دوره می‌باشند.

واژۀ «دادا» در زبان فرانسه به معنی «سرگرمی و مسخرگی» است. کودکان آن را به معنی «اسب چوبی» به کار می‌برند. همچنین معنای «همه یا هیچ» نیز از آن استنباط می‌شود. برخی آن را به معنای «بابا» در مقابل ماما دانسته‌اند. این واژه در زبان رومانیایی به معنای «آری» کاربرد دارد. در یکی از زبان‌های آفریقایی نیز به معنای «دم گاو» آمده است. البته هیچ یک از این معانی با مکتبی که در ذیل به تعریف آن خواهیم پرداخت، ارتباطی ندارد ( این واژه در واقع با بازکردن فرهنگ لغت و دیدن اولین لغت ، به صورت کاملاً اتفاقی انتخاب شده است ).

هدف اولیه دادائیست ها نه تأسیس یک مکتب هنری تازه، بلکه نوعی دهن کجی به عالم هنر بود، که آن را قلابی و دروغین می دانستند.

دادائیستها تعاریف "رسمی" را دور ریختند: برای آنها وظیفه هنر نه تجلی احساسات لطیف است، نه خلق تابلویی زیبا و نه بازآفرینی جهان عینی... دادا قصد نداشت دیدگان را بنوازد و دلها را مفتون کند. دادا می خواست بلرزاند و "شوکه" کند. می گفت: با هنر باید جهان را تحقیر کرد، تکان داد، و در صورت امکان ویرانش کرد.

هدف دادائیست ها آن بود که خشم و بیزاری خود را از نظام موجود هرچه رساتر بیان کنند، فارغ از تمام قید و بندهای هنری. چه باک اگر اثارشان نارسا، نابالغ، یا حتی "ضدهنر" باشد.

https://telegram.me/joinchat/Cjq3YDzv1uC5JXz8yhrVXA

گروه نویسندگان

#رمانتیک

#هنر

جنبش هنری رمانتیسم در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 میلادی شکل گرفت.

موضوع اصلی رمانتیسم اعتقاد به ارزش تجربه شخصی و فردی است. هنرمند رمانتیک ارزش های شهودی و غریزی را مورد کاوش قرار می دهد.

رمانتیسیسم همچنین گفتمان اجتماعی نئو کلاسیسم (سبک دارای خرد گرایی عصر روشنگری و نظم) را که صور مختلف آن به طور فراگیر رایج بود، دکرگون می کند و نوعی تجربه شخصی تر را جایگزین آن می سازد.

اما رمانتیسم نیز مانند کلاسیسم، مفاهیمی از افتخار، شکوه، وقار و برتری را در بردارد.

این سبک به طور کلی به ایده های آرمانی بیش از ایده های واقعی اهمیت می دهد.

#رمانتیسم بیشتر گرایش ذهنی ارائه می دهد تا مجموعه ای از روش های سبک شناسانه و بیشتر با بیان ایده ای مرتبط است که منشا در قالب سخن دارد تا قالب بصری.

از این رو رمانتیسم خود را با سهولت بیشتری در موسیقی و ادبیات بیان می کند تا درهنرهای بصری.

هنرمندان سر آمد در مکتب رمانتیسم عبارتند از:"بلیک"، "ترنر" "دلاکروا" ،"گریکولت" و "رانگه".


جنبشی که این هنرمندان بخشی از آن بودند، در اواسط قرن 19 خاموش شد ولی روح رمانتیسم در مفهوم وسیع تر آن به حیات خود ادامه می دهد و جلوه ای است از شورش علیه محافظه کاری، میانه روی و ریا کاری و تاکیدی است بر اولویت تخیل در تجربه هنری

@searchingart

گروه نویسندگان

#مکتب رمانتیک

بعد از روکوکو مهمترین و قابل‌توجه ترین مکتب ٬رمانتیک است

#رمانتیک

انقلابی در هنر و فلسفه‌ی قرن 18 ظهور پیدا کرد که در واکنش به کهنه‌گرایی «نئوکلاسیسم» و فردگرایی پیش از خود بود. «#رمانتی‌سیسم» در برگیرنده‌ی الگوهای جدیدی از هستی بود. هنرمند در واکنش به مسائل اطراف خود دست به خلق آثاری می‌زند و هویتی مستقل در اجتماع پیدا می‌کند؛ هویتی منفعل در برابر اتفاقات اطراف خود. رخدادهای عاطفی، اجتماعی، سیاسی و . . . او را متأثر می‌کنند و خلق آثار جدید شروع می‌شود. #رمانتی‌سیسم طغیانی بود بر علیه محدودیت‌های هنر، افکار، مفاهیم و ادراک. این هنر از فرانسه به نقاط دیگر جهان سرایت کرد. از نقاشان مهم این سبک می‌توان به «#ژریکو»، «#دلاکروا»، «#گویا»، «#کنستابل»، «#ترنر» و «#کامیل‌کورو» اشاره کرد.

کانال ما در تلگرام: @searchingart

گروه نویسندگان

برنامه درسی (سرفصل) کارشناسی ارشد پژوهش هنر و تعداد واحدها

تعداد کل واحدها : 32 واحد

دروس اصلی و تخصصی : 13 واحد

دروس اختیاری : 9 واحد

پایان نامه : 10 واحد

گروه نویسندگان

معرفی رشته کارشناسی ارشد پژوهش هنر:


دوره کارشناسی ارشد پژوهش هنر یکی از دوره های آموزش عالی است که هدف آن تشویق و ترغیب تفکر در مقوله هنر، رشد خلاقیتهای هنری و ارتقاء سطح بینش هنری در فرهنگ اسلامی و همچنین تقویت حوزه های آموزش و پژوهش و تألیف و تصنیف در زمینه های هنری و جهت یابی و اصلاح حرکت های هنری جامعه ی اسلامی است.


آشنایی دانشجویان به رابطه مابین جهان بینی و تجلیات هنری در فرهنگهای مختلف از طریق تطبیق آثار مختلف هنری و آشنایی با فرهنگ و ادبیات ایران در ادوار تاریخی از موضوعات مورد بحث در رشته کارشناسی ارشد پژوهش هنر است.


رشته کارشناسی ارشد پژوهش هنر عمدتاً به منظور چاره اندیشی درباره ی مشکلات حال و آینده ی هنر کشور ایجاد شد و اهدافی را به شرح ذیل دنبال می کند:

 


تعیین مباحث نظری هنر و ایجاد توانایی در زمینه ی نقادی و پژوهش صحیح در مباحث هنری


 آشنایی عمیق با میراث هنری ایران


 آشنایی با آموزش هنر به عنوان یک بحث مهم و مستقل


در ادامه برای آشنایی بیشتر متقاضیان انتخاب رشته کنکور کارشناسی ارشد و نیز افرادی که در بازار کار به دنبال آینده شغلی بهتری هستند، اطلاعات بیشتری شامل: برنامه درسی(سرفصل) و تعداد واحدهای کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشگاه های دارای رشته کارشناسی ارشد پژوهش هنر ، معرفی رشته های دکترای پژوهش هنر (به منظور ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر آموزش عالی) بازارکار، وضعیت استخدام و آینده شغلی رشته کارشناسی ارشد پژوهش هنر ارایه می شود.

کانال ما در تلگرام.:   @searchingart

گروه نویسندگان